سيد احمد على خسروى
197
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
استدلال بوجود حرارة و برودة مزاج قلبى و نيكوئى امّيدوارى دلالت مىكند بر قوة قلب و بر حال اعتدال آن و اوهامى كه ميلكننده است بايحاش و طلب اذيّت نمودن دليل بر حرارت قلب است و اوهام هائله بجانب خوف و غم دلالت مىكند بر برودت قلب در خفقان و اسباب آن و اين خفقان در جميع امراض قلب مىباشد و گاهى از سبب قوّه حس قلب عارض مىشود پس بكوچكتر همّى و يا به كمتر بخارى عارض مىگردد و گاهى امراض قلب بمشاركت ساير اعضاء عارض مىشود بخصوص بمشاركت سر و فم معدة و در امراض دماغى مثل ماليخوليا و صرع خالى از مشاركت با قلب نيست و گاهى موادّى منتقل بقلب مىشود از ذات الجنب و ذات الرّية و غيره و سبب هلاكت مىگردد و هر آفتى برسد باعضاء اوّل ضرر آن بقلب خواهد بود در علامات امراض قلب امراض قلب خالى نيست يا سوء مزاجات است و دلالت مىكند بر آن سوء مزاجات ضعف و انحلال قوّة و آب شدن بدن كه منضمّ با علامات حرارة يا برودة يا رطوبت و يا يبوست باشد پس اگر باوجود اين علامات ثلثه خفقان عارض شود تمام مىشود دليل بر مرض و سوء مزاج قلب و اگر كشانند اين احوال ثلثه بغشى پس امر محكم مىگردد باينكه اين مرض از قلب است و وقتى سوء مزاج مستولى شد